|
|
علی گروسی
(
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |
ج و ك |
| منبع : اينور اونور |
| درج شده در تاریخ ۸۹/۰۶/۱۸ ساعت 14:33 بازدید: 782 نفر |
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
زن : ديشب خواب ديدم رفتم كيش براي گردش، خيلي خوش گذشت
مردي پيش روانپزشك رفت و به او گفت : آقاي دكتر به دادم برس، دارم ديوانه ميشم، هر شب يك غول سه چشم مي آيد سراغم
مينا با قيافه گرفته وارد خانه شد
روز 2 تا پيغمبر داشتن با هم ميرفتن , رو زمين يه 100 تومني
ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سيهزارتومني مينويسه ميندازه تو قبر، بيستهزارتومن بقيشو برميدار
يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم
سه نفر ميخواستن حكم بازي كنن، يك پا كم داشتن. يكيشون ميگه: اصغرجون قربون دستت، ببين كسي رو سر كوچه گير مياري؟ اصغر از پنجره يك نگاه ميندازه تو كوچه، ميبينه يك بابايي واستاده سر چهار راه، دستش رو هم كرده تو جيب شلوارش، داره واسه خودش سوت ميزنه. اصغر از همون بالا داد ميزنه: آقا! بازي ميكني؟!! يارو هول ميشه، ميگه: نه به خدا، دارم تنمو ميخارونم
مسيحيه تو جيب شلوارِ پسرش علف پيدا ميكنه، خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميره گوش پسره رو ميگيره، ميگه: خانوم بازي كه ميكني، سر بچه همسايه رو كه كلاه ميگذاري، سيگار كه ميكشي، عرق كه ميخوري، حالا واسه من علفم كه ميكشي.... يهو بيا بگو مسلمون شدي ديگه
اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمهسبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمهسبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفتهس.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمهسبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!
يه روز يه فيله داشت تو رودخونه شنا ميكرد
دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرويس كرده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن: تورو خدا يكم اين بچههاي مارو نصيحت كنيد، پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ميدوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نميده، همين جور در و ديوار ر و نگاه ميكنه. باز يارو ميپرسه: پسرجان، ميدوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو ميپرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره ميزنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش ميبنده. داداش بزرگه ازش ميپرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر ميكنن ما برش داشتيم
يه تركه ويه عربه داشتند با هم دعوا ميكردند وبه هم فحش ميدادنديهو.تركه شروع ميكنه به خنديدن ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قران ميخونه
به یه بابایی میگند:شنیدی رئیسِ بهشت زهرا رو گرفتند؟
:: جوک رشتی رشتيه عروسي ميكنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش ميپرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه: اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست
رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي
رشتيه داشته پسرشو نصيحت ميكرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش سوزاك ميگيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك ميگيره! كلفتمون اگه سوزاك بگيره، من سوزاك ميگيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك ميگيرند
دختر رشتيه يه دوست پسر داشته هر شب ميومده خونشون ترتيب دختر رو ميداده. خونه دختره اين جور بوده كه از دم پنجره اول دختره ميخوابيده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتيه. پسره هم هر شب از پنجره ميومده همون اول ترتيب دختره رو ميداده و ميرفته. يه شب رشتيه با زنش دعواش ميشه، زنه قهر مي كنه مياد كنار پنجره ميخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره مياد تو، همون اول ميپره رو زنه و شروع ميكنه كردن، يه دفعه ميبينه، اِه! اين كه دختره نيست! در مياره و ميپره رو دختره. رشتيه پاميشه به پسرش ميگه: بابا جان بدو در ريم، يه يارو اومده از اون جلو همينجور داره ميكنه مياد جلو
رشتيه داشته پسرشو نصيحت ميكرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش سوزاك ميگيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك ميگيره! كلفتمون اگه سوزاك بگيره، من سوزاك ميگيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك ميگيرند
رشتيه داشته از افتخاراتش براي دوستش تعريف ميكرده !!
رشتيه مياد خونه ميبينه داداشش رو كار خانومشه !!
رشتيه ميره قهوه خونه !
رشتيه حال ميكنه از تريپه لاته يه روز چاقو ور ميداره ميره قهوه خونه شترق ميكوبه رو ميز .... تا مياد حرف بزنه ۳ -۴تا از اين مشتيا تيزي ها رو ميكشن بيرون ! طرف جفت ميكنه ميگه .... خواهرمو اينوريا .... مادرمو اينوريا
زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!! خلاصه يكم ميره تو فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميگه: خانومجان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور ميخوره، ميسوزه
رشتيه داشته تو خيابون ميرفته يه دفعه يكي از پشت سر ميزنه پس كلش ميگه بگو بينم واقعا زدي يا شوخي كردي.... يارو ميگه نخير خيلي هم واقعي زدم ... رشتيه ميگه خب خيالم راحت شد چون من از شوخي خوشم نمياد
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
| انجمن های مستقل | |
![]() | مهدی چهره |
![]() | بولوت |
![]() | از نیستان |
![]() | مشاوره و روان شناسي |
![]() | رو به فردا |
| ایجاد انجمن مستقل | |


alig )
خانه
دوستان (44)
گالری تصاویر (0)
کلیپ ها (0)




رژه ی همجنس گرایان در جمهوری آذربایجان
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
سریع ترین اینترنت هوشمند میانه
اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio*




فروش ویژه تیشرت های «میانا»
فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615
نوای دل
یورو ویژن در خیابانهای شیعیان!!!
همین الان عضو شو...
اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیم


مدیر بخش
http://paiamnice2000.miyanali.com/480