نام کاربری:
پسورد:
رتبه: 791


درباره من
علي گروسي
میانه(آچاچی)شاغل در راه آهن تهران ساکن کرج
درباره من : متاهل == 15 کلاس درس خونده... =به نرم افزارهای کامپیوتر علاقه دارم=از حفضیات خوشم میاد= غذای مورد علاقه فسنجون - ماکارونی با سس- ماهی کبابی = = خصوصیات شخصی : کلکسیون اخلاقهای عجیب و غریب - پر اشتباه - غرغرو - نسبتا تنبل = دقیقه 90 = پر صبر= = احساسی =دست و دلباز=عاشق صدای دریا=اهل مسافرت=شهرهای شیراز و تبریزو دوست دارم=بهترین مکان گردشی کوهای بلند قافلانکوه(دربند) =عاشق رانندگی تو برف و مه= برگه خلافیم اکثرا پره که مربوط به توقف ممنوع چنتاشم سرعت بالاتر از 120kmهست= خیلی از نصیحت خوشم نمییاد = بهترین رخداد زندگی ام : آشنایی و ازدواج با همسرم= تنها کسی که میتونه تحملم کنه : ! == عاشق گپ و گفتگو و خنده =بدون موزیک هیچ کار انجام نمیدم= از کارتونا خانواده دکتر ارنست و بل و سپاستینو دوست دارم.=بازیگر مورد علاقه ام از آقایون : پرویز پرستویی و بهرام رادان. از خانوما: الناز شاکر دوست == کاگردان مورد علاقه ام حاتمی کیا و مسعود ده‌نمکی== در سبک کارهای طنز از مهران مدیری و رضا عطاران خوشم میاد == فوتبال : چندان فوتبالی نیستم فقط نتیجه هارو دنبال میکنم.ولی تنیس و شطرنجو خیلی دوس دارم==
بدانید که زیباترین منش آدمی محبت اوست پس محبت کنید چه به دوست چه به دشمن که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست.
کوروش کبیر
mail
garoosi@vereskrailcars.com
mehdi.garoosi85@yahoo.co
فقط خواهشا"اگه میشه پیام تبلیغاتی نفرستید مر30مر30

علی گروسی (alig )    

ج و ك

منبع : اينور اونور
درج شده در تاریخ ۸۹/۰۶/۱۸ ساعت 14:33     بازدید: 782 نفر
 

 

اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام رابرداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!

 

يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا بهيه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

 

 

 

 

 

از غضنفر می پرسن واحد کمتر از مثقال چیه؟ میگه چس مثقال!

 

 

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا میخوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب یادمه،
گفتم: می خواهم یکنفر را در زندگی خوشبخت کنم.
زن: خوب، پسچی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردمدیگه.
زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با توازدواج کنه!

 

غضنفر می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوکانگشت راه می رفتن!

 

 

 

به غضنفر میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهشزنگ میزنم

 

 

 

به غضنفر مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گهوالا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه اش رو زياد کنن بهتر مي شه!

 

به غضنفر می گن : دو تا حيوان دو زيست نام ببر؟میگهقورباغه و برادرش

 

 

به غضنفر ميگن با آش جمله بساز ميگه محمدي اش صلوات!

 

 

 

قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود،بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد!

 

 

  •  
  •  
  •  

 

 

سه نفر می میرن، از یکی می پرسن به نظرت اینا می رن بهشتیا جهنم؟ می گه: اولی باید بره به بهشت، دومی باید بره به جهنم، سومی رو هم بایدبفرستن توی طویله. می پرسند چرا؟می گه: اولی متاهل بوده، دنیا براش جهنم بوده، دومیمجرد بوده، دنیا براش بهشت بوده، سومی متاهل بوده، زنش مُرده... مرتیکه الاغ رفتهدوباره زن گرفته!

 

 

  •  

 

 

به غضنفر می گن: سگتون بچه ی ما را گاز گرفته. می گه: اولا سگ ما گاز نمی گیره. دوما سگ ما همیشه بسته است. سوما ما سگ نداریم!

 

 

انجیر رو به غضنفر نشون می دن، می گن این چیه؟ می گه آلوبوده چلوندن، تو زعفرون خوابوندن، بهش کنجد مالوندن، یه چوب بهش چپوندن، تازه شدهگلابی!

 

 

 

 

زن : ديشب خواب ديدم رفتم كيش براي گردش، خيلي خوش گذشت د
مرد : ديگه حق نداري تنهايي خواب ببيني د

 

مردي پيش روانپزشك رفت و به او گفت : آقاي دكتر به دادم برس، دارم ديوانه ميشم، هر شب يك غول سه چشم مي آيد سراغم د
روانپزشك گفت : معالجه شما صدهزار تومان خرج دارد د
مرد با دستپاچگي گفت : ولش كن، مي روم و يك طوري با غوله مي سازم

 

 

مينا با قيافه گرفته وارد خانه شد دمادرش پرسيد چي شده دمينا پاسخ داد : هيچي، پرويز امروز از من خواستگاری کرد دمادرش با هيجان پرسيد خوب، پس چرا اينقدر ناراحتي دآخه اون ميگه به دين اعتقاد نداره، حتي ميگه جهنم هم دروغه دمادرش با آرامش جواب داد: غصه نخور عزيزم، باهاش ازدواج کن دبعد از ازدواج ميفهمه که کاملا" اشتباه کرده دبا وجود من وتو، جهنم را از نزديک لمس ميکنه د

 

روز 2 تا پيغمبر داشتن با هم ميرفتن , رو زمين يه 100 تومني
پيدا ميكنن , اولي ميگه مال منه , دومي ميگه مال منه و .....

خلاصه حرفشون ميشه , بعد قرار ميذارن تاس بندازن , هر كي
بيشتر آورد 100 تومني مال اون باشه

اولي تاس ميندازه 6 مياره ,
دومي تاس ميندازه 7 مياره

اولي ميگه : خاك تو سرت , واسه 100 تومن معجزه كردي

 

 

ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتيه مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو قبر. آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سي‌هزارتومني مي‌نويسه ميندازه تو قبر، بيست‌هزارتومن بقيشو برميدار

 

يه روز از يه پايين شهري مي پرسن "زن ذليلي" يعني چي؟ ميگه: همونيه كه بالا شهريها بهش ميگن تفاهم

 

 

سه نفر مي‌خواستن حكم بازي كنن، يك پا كم داشتن. يكيشون ميگه: اصغرجون قربون دستت،‌ ببين كسي رو سر كوچه گير مياري؟ اصغر از پنجره يك نگاه ميندازه تو كوچه،‌ مي‌بينه يك بابايي واستاده سر چهار راه، دستش رو هم كرده تو جيب شلوارش، داره واسه خودش سوت مي‌زنه. اصغر از همون بالا داد مي‌زنه: آقا! بازي ميكني؟!! يارو هول ميشه،‌ ميگه:‌ نه به خدا،‌ دارم تنمو مي‌خارونم

 

مسيحيه تو جيب شلوارِ پسرش علف پيدا ميكنه، خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميره گوش پسره رو ميگيره، ميگه: خانوم بازي كه ميكني، سر بچه همسايه رو كه كلاه ميگذاري، سيگار كه ميكشي، عرق كه ميخوري، حالا واسه من علفم كه ميكشي.... يهو بيا بگو مسلمون شدي ديگه

 

اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار, اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: اااي بازم قرمه سبزيِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزي باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهي داره .. اونم شاكي ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخري تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفري ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراري بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باري، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه نقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم, تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزي درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهي ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونة مادرم بودم, اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!!!

 

يه روز يه فيله داشت تو رودخونه شنا ميكرد
يه مورچه مياد بيرون ميگه:‌آقا فيله يه دقه مياي بيرون
فيله ميگه : واسه چي
مورچه ميگه : يه دقه بيا
فيله هم مياد بيرون مورچه خوب فيله رو نگا ميكنه بعد ميگه: خوب هيچي برو
فيله كلافه ميشه ميگه: دددددددددد يعني چي
مورچه ميگه : هيچي فكر كردم كه مايومو تو پوشيدي

 

دو تا برادره آخره شر بودن، خوار همه محل رو سرويس كرده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟!! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم

 

يه تركه ويه عربه داشتند با هم دعوا ميكردند وبه هم فحش ميدادنديهو.تركه شروع ميكنه به خنديدن ميگن چرا ميخندي ؟ميگه اخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قران ميخونه

 

به یه بابایی میگند:شنیدی رئیسِ بهشت زهرا رو گرفتند؟

میگه نه! واسه چی؟

میگند: آخه سئوالهای شب اول قبر را لو داده

 

 

:: جوک رشتی

رشتيه عروسي مي‌كنه، شب اول با خانوم ميرن تو حجله. فردا رفقا ازش مي‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! ميگه:‌ اَووو! نخير، كار يه شب و دو شب و يه نفر دو نفر نيست

 

رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي

 

رشتيه داشته پسرشو نصيحت مي‌كرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش سوزاك مي‌گيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك مي‌گيره! كلفتمون اگه سوزاك بگيره، من سوزاك مي‌گيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك مي‌گيرند

 

 

دختر رشتيه يه دوست پسر داشته هر شب ميومده خونشون ترتيب دختر رو ميداده. خونه دختره اين جور بوده كه از دم پنجره اول دختره ميخوابيده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتيه. پسره هم هر شب از پنجره ميومده همون اول ترتيب دختره رو ميداده و ميرفته. يه شب رشتيه با زنش دعواش ميشه، زنه قهر مي كنه مياد كنار پنجره ميخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره مياد تو، همون اول ميپره رو زنه و شروع ميكنه كردن، يه دفعه ميبينه، اِه! اين كه دختره نيست! در مياره و ميپره رو دختره. رشتيه پاميشه به پسرش ميگه: بابا جان بدو در ريم، يه يارو اومده از اون جلو همينجور داره ميكنه مياد جلو

 

 

رشتيه داشته پسرشو نصيحت مي‌كرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش سوزاك مي‌گيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك مي‌گيره! كلفتمون اگه سوزاك بگيره، من سوزاك مي‌گيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك مي‌گيرند

 

 

رشتيه داشته از افتخاراتش براي دوستش تعريف ميكرده !!

ميگه رفتم خونه ديدم يه يارو داره با خانومم تو آشپزخونه ور ميره !!

دوستش ميگه خوب تو چي كار كردي ؟

رشتيه ميگه ديدم خانوم رو لخت كرد !

دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟

رشتيه ميگه ديدم قاشق رو برداشت كرد تو كون خاونم !!

دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟

رشتيه ميگه : منم تصمصم گرفتم ديگه با اون قاشق غذا نخورم

 

 

رشتيه مياد خونه ميبينه داداشش رو كار خانومشه !!

داداشش رو صدا ميكنه شتلق ميزنه زير گوش داداشش !!

ميگه اينو زدم دفعه بعد سيگار نكشي

 

 

رشتيه ميره قهوه خونه !

يه دفعه يه لاته مياد تو چاقو رو ميزنه وسط ميزه ميگه خار اينوريا رو گاييدم ، مادر اون وريها رو هم گاييدم !!

يه دفعه رشتيه بلند ميشه ميگه آقا ببخشيد من خواهر ندارم ميشه اونور بشينم

 

 

رشتيه حال ميكنه از تريپه لاته يه روز چاقو ور ميداره ميره قهوه خونه شترق ميكوبه رو ميز .... تا مياد حرف بزنه ۳ -۴تا از اين مشتيا تيزي ها رو ميكشن بيرون ! طرف جفت ميكنه ميگه .... خواهرمو اينوريا .... مادرمو اينوريا

 

 

زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه‌ رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!! خلاصه يكم ميره تو فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي شاكي ميشه، ميگه: خانوم‌جان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور ميخوره، ميسوزه

 

 

 

رشتيه داشته تو خيابون ميرفته يه دفعه يكي از پشت سر ميزنه پس كلش ميگه بگو بينم واقعا زدي يا شوخي كردي.... يارو ميگه نخير خيلي هم واقعي زدم ... رشتيه ميگه خب خيالم راحت شد چون من از شوخي خوشم نمياد

 

  



من نه منم(awfull )
۸۹/۱۰/۰۲ - 16:58
ashmade
پیام قربانی(paiamnice2000 )
۸۹/۱۰/۰۸ - 20:03
لطفا در لینک زیر دومین بند از قوانین جدید رو بخوانید.با تشکر از ارسال مطلب
مدیر بخش
http://paiamnice2000.miyanali.com/480


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
نام کاربری:
پسورد:
رژه ی همجنس گرایان در جمهوری آذربایجانچگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغاتسریع ترین اینترنت هوشمند میانه اولین استودیو صدابرداری و آهنگسازی در میانه (در سطح حرفه ای) *Aytay-studio* فروش ویژه تی‌شرت های «میانا»فروش قطعات تفکیکی ویلایی در آچاچی 09148025615نوای دلیورو ویژن در خیابانهای شیعیان!!!همین الان عضو شو...اگه نگیم و نخندیم پیاز میشیم و می گندیم
کاربران آنلاین

مسئولیت کلیه مطالب به عهده نویسندگان و ارسال کنندگان آن است